|
عشق یافتن عشق
| ||
|
سلاممم
ادامه مطلب [ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 21:28 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:20 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
............................................................................................................ اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد ............................................................................................................. کشور ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جزخودكشى نیست کشور اسپانيا مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن کشور انگلستاندو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه اي اسب سواري موکول مي کنند اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه کشور فرانسه خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه کشور استراليادو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه کشور قفقازجوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا تکرار ميشه. کشور نروژمعشوقه براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده؟؟ خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه...!؟ کشور آفريقاقضيه خيلي ساده ا ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن کشور مکزيککار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه کشور آمريکاحل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه کشور ايرانفقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيرهدر کل ایران یه کشور بد بخته [ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 13:22 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
سلام خوبین بچه های گل عید پیشاپیش به شما و خانواده ی محترمتان تبریک عرض می نماییم مراقب خودتون باشید فدای همتون یا مقلب القلوب و الابصار سال ۹۱ سال ۹۰ سال بسیار به درد نخور بود خدا کنه که سال جدید سال خوب باشه [ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 18:35 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
سلام مجدد به دوستان گلم امروز داشتم درباره ی یه موضوعی فکرمیکردم گفتم این موضوع آپ جدیدم باشه به من نظر من نباید رفیق بشیم که بعدها شکست عشقولانه بخوریم چون شکست عشقی آدم و نابود و محو میکنه نظرهای دیگران شاید برعکس صحبت من باشه دیگه سرتونو درد نیارم برید آپ جدیدمو بخونید نظر یادتون نره 1) تمركز این نوشتار بر روی عشق زمینی و به تعبیر دیگر عشق مجازی است، كه در مقابل عشق حقیقی بازشناسی شده و مراد از آن محبت شدید (نه محبت معمولی) بین تنها و تنها دو فرد انسانی است. عاشق و معشوقه ها در این میدان در چهار صورت قابل فرض اند: اول: عاشق و معشوق هر دو مرد باشند؛ دوم: عاشق و معشوق هر دو زن باشند؛ سوم: عاشق مرد و معشوق زن باشد؛ چهارم: عاشق زن و معشوق مرد باشد. در این میدان جای سخن بسیار است و نگارنده در جای دیگر به تفصیل به ماهیت و اقسام و... عشق پرداخته است . 2) با فرض اینكه عشق بین دو فرد با تمام آثارش شكل گرفته (كه حداقل اثرش آن است كه این محبت شدید، فقط بین دو فرد ساری و جاری است و به قدری شدید است كه این دو و خصوصا عاشق را از توجه به دیگران بازداشته است). ممكن است به دلایلی عاشق و معشوق، در حالی كه همچنان به هم علاقه مند و نیازمندند، مجبور شوند كه از یكدیگر فاصله بگیرند و این روابط و تجربه ها را قطع نموده و همدیگر را فراموش نمایند. و از آنجا كه فراموش كردن و پشت سر گذاشتن فضاهای عمیق، شدید و نافذ عشق، به هیچ عنوان كار سهلی نیست و ممكن است به جد در فعالیت های عادی افراد اختلال ایجاد كند . در پاسخ بدین مشكل و برای شكست خورده در میدان عشق، حداقل دو دسته پیشنهادات، قابل توصیه اند: الف) نسخه هایی غیر از عشق: از آنجا كه فضای عشق، تمام وجود آدمی را اشغال می كند و به تمام ابعاد شخصیت آدمی معنا و شكل می دهد، پس از خالی شدن چنین امر فراگیر و نافذی، آدمی در قلب و جانش خلاهای بسیار شدیدی احساس می كند كه به نحوی باید این محیط خالی را پر كرد. از جمله مشغله های پیشنهادی، كارهای سخت، جسمانی، سنگین و نیز ورزشی است (كارهای یدی، كوهنوردی، دویدن، شنا و...). ممكن است فرد را به سوی امور زیبایی شناختی، لطیف، فرحزا و قلبی فراخواند كه مثلا به امور هنری و ادبیات بپردازد (شعر، موسیقی، خطاطی، نقاشی، شركت در محافل ادبی و...). ممكن است غذایی كه برای عاشق شكست خورده تجویز می شود، از مقوله های جسمی و قلبی نباشد، بلكه او را به تلاش عقلانی جدی فراخواند (مثلا پژوهشهای علمی، خصوصا میدانی و تجربی و ...... اینگونه نسخه ها گرچه ممكن است به عنوان دارو تلقی شوند كه می توانند بی قراری های شكست در عشق را موقتا آرام نمایند، اما فی الواقع اینگونه توصیه ها، نسخه های دوانما هستند و حداكثر كاركرد آنها ایجاد نقشی مسكن و آرام بخش به صورت موقتی است و فرد بحران زده ممكن است از این فضا قانع نشده و مجددا به حالت اول بازگردد. ب) نسخه هایی بر مبنای عشق: به نظر می رسد كه پادزهر اصلی عشق، همان عشق است و تنها با عشق می توان توسن سركش عشق را مهار نمود. عاشق شكست خورده در این میدان را نه می توان و نه جایز است كه از نعمت وجود عشق، بازداشت. نمی توان او را از این فضا بیرون آورد، چون كسی كه تجربه ی لحظه های شیرین، عمیق و جذاب عشق را داشته، با هیچ تجربه ی دیگری به آن حد و گستره از تجربه های هجر و وصل، لذت و غم، آرامش و اضطراب، نمی تواند برسد و درنتیجه، همیشه در عطش و تشنگی می ماند. جایز نیست و نباید گوهر عشق را از كسی گرفت، زیرا برای مهمترین بعد وجودی آدمی، یعنی قلب، بهترین و لذت بخش ترین غذاست. از این رو آنان كه در این موضوع به دنبال پاك كردن صورت مساله اند، بسیار به خطا می روند. اینجاست كه باید برای جایگزینی فضای عشق، تنها و تنها به عشق تمسك جست. به عبارت دیگر نباید عشق را در آدمیان جابجا كرد، چون نیاز جدی است و جایگزینی مناسبتر، بلكه در حد خود ندارد، بلكه باید معشوق را جایجا كرد و تغیین داد ادامه مطلب [ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 18:45 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
سلام خوبــیـن بچه های گل بعد از مدتی اومدم که آپ زیادی بکنم که همتونو خوشحال بکنم ببخشید 3 ماه نبودم چون اینترنتم قطع بود ...... و امتحانمممممممممم داشتم که 2 و 3 روزی هست به پایان رسیده و با سر بلندی از امتحانات بیرون اومدم و خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــتی خوشـــــــــــــــــــحالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ...............................................................................
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد عشق طوفانی و متلاطم است عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند عشق یک فریب بزرگ و قوی است عشق در دریا غرق شدن است عشق بینایی را می گیرد عشق خشن است و شدید و ناپایدار عشق همواره با شک آلوده است از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند عشق تملک معشوق است عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند در عشق رقیب منفور است، عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
.................................................... خدایا : مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و ایرتهای عظیم را به روحم عطا کن. لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز. ![]() ....................................................................
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 20:52 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
وقتی صحبت از عشق می شه بیشتر آدم ها محافظه کار می شوند خیلی هامنکر می شند یک عده ای تر جیح می دن نظر ندن یک عده ای عشق حقیقی را عشق به خدا می دونن یک عده ای عشق زمینی را هوس می دونن و.. یادمه توی دبیرستان هر دفعه به شعر های عاشقانه می رسیدیم دبیر ادبیات از ارتباط این اشعار با عشق الهی می گفت و تمام خط و خال ولب و لعل و گیسوو یار و.. استعاره از خدا بودند و دبیرمون همیشه بعد از توصیف زیبای عشق به خدا شروع به محکوم کردن عشق های زمینی می کرد و عشق های که به اصطلاح دبیرمون عشق های کوچه بازاری بودند. هنوز یادمه که یک دفعه به خاطر مخالفت من کلی من رو متهم کرد که وقتی نمی دونم عشق واقعی چیه بهتره نظر ندم!! این اتفاق وقتی پای صحبت دوستامم می شینم می افته دوباره انکار دوباره محافظه کاری دوباره عشق الهی ..و دوباره صحبت از عشق حقیقی و عشق های الکی و هوس مابانه برام جالب بود بدونم فرق عشق حقیقی و غیر حقیقی چیه؟این ملاکی که همه ازش صحبت می کنن و قطعا ملاک مهمی باید باشه و ملاکی که تشخیص اون باید سخت باشه چون به عقیده دوستام خیلی کم آدمی پیدا میشه که عشقش حقیقی باشه قریب به اتفاق عشق حقیقی را دوست داشتن زیاد می دونستند دوست داشتنی که فراتر از ظاهر هست دوست داشتنی که ارزشمند است و برای اون حاضریم از خیلی چیزها بگذریم دوست داشتنی که ابدی است دوست داشتنی که به ازدواج موفق ختم میشه چون عشق حقیقی بهترین داروی حل مشکلاته نمی دونم اشتباه می کنم یا نه؟!!یا به قول دبیر ادبیاتمون وقتی نمی دونم عشق حقیقی چی هست بهتره نظر ندم!! اما پذیرفتن این حرف ها هم برام سخته و بیشتر غیر قابل پذیرش گرچه بین عشق و هوس فاصله زیادی هست و البته قابل تشخیص اما فکر نمی کنم که عشق غیر حقیقی وجود داشته باشه برای من عشق فقط یکی است تنها دوست داشتن دوست داشتنی که از ظاهر شروع می شه دوست داشتنی که همه شاعرهای ما در طول قرن هاهم از اون صحبت کردندو بی شک همون عشق زمینی هست عشق و دوست داشتن جنس مخالف ای روی ماه منظر تو نو بها رحسن خال و خط تو مرکز و مدار حسن/ بدام زلف تو دل مبتلا خویشتن است/ لعل سیراب بخون تشنه لب یار من است وزپی دیدن او دادن جان کار من است عشقی که به نظرمن می تونه پایان داشته باشه عشقی که می تونه جایگزین داشته باشه عشقی که یکبار در زندگی ما اتفاق نمی افته عشقی که نشان زیبای و ارزشمندی اون ازدواج موفق نیست عشقی که تنها عشق و دوست داشتنه و هر عشقی زیباست و ازدواج یک قرار دادی که با عشق و دوست داشتن آغاز می شه قراردادی که زیباترین دلیل انعقاد آن دوست داشتن و عشق هست قرار دادی که جایز است و تنها خیارفسخ آن عدم تفاهم است و این خیار به زمان خاصی محدود نمی شه قرار دادی که کلید اصلی موفقیت اون تفاهم واخلاق است نه عشق و جدایی هیچ گاه پایان نیست [ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 21:5 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
معنی عشق همه شما بی شك عشق را تجربه كرده اید و هر كدام از شما هم معنی خاصی از عشق دارید و یا شاید بعضی از شما هنوز نتوانستید معنی درستی از عشق داشته باشید. مطالب زیر معناهایی متفاوت از عشق است كه خواندن آنها خالی از لطف نیست: عشق، سرطان دوست داشتن است. عشق، عقد دائمی ما با غربت است. عشق، شماره تلفنی است كه سالها بدنبال آن می گردیم. عشق، آمپول ب كمپلكس معرفت است. عشق، اتوبانی است كه تا ته ابدیت می رود. عشق، آسانسور حیات بشر است. وای بحال كسی كه توی این آسانسور گیر كند. عشق، قند متافیزیكی است كه در دل آدم آب می شود. عشق، شب نامزدی ما با جدایی است. عشق، نردبانی است كه ما را از خود بالا می كشد. عشق، همان فعل انفعالی است كه در برابر گل سرخ به ما دست می دهد. عشق، عزرائیل زیبایی است كه رسید، جسم ما رامی گیرد و قبض روح راامضا می كند عشق، اولین آهی است كه در آیینه كشیده ایم. عشق، اولین حقوق ما از باجه معرفت است. عشق،خرید وفروش پایاپای عاشق و معشوق است. عشق، لك لكی است كه روی درخت خاطرات ما لانه كرده دارد. عشق، مقصد نیست، بلكه مركبی است برای رسیدن به مقصد. عشق، تنها مهمانی است كه بدون دعوت وارد میشود،كافیست درخانه قلب را بازبگذارید. عشق، یك لحظه آرامش است و هزار لحظه گرفتاری. عشق، بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد. عشق، صدای فاصله ها، فاصله هایی كه غرق ابهامند. عشق، تنها دردی است كه بیماربدنبال علاج نیست، زیرا درد عشق برایش مطلوبتراز سلامتی است. ( بر گرفته ازكتاب عاشقانه با قلم، نوشته اصغر جدایی ) عشق، . . . یعنی واقعاً عشق این همه معنا دارد! پس خوش به حال آنهایی كه عاشقند و این همه معنی دارند... خلاصه اینكه بی عشق ما سنگ، ما هیچ [ شنبه بیست و یکم آبان 1390 ] [ 19:5 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
غـــــم از دست دادنت برایم سخت است ودشوار. لحظه ها تو را از من می طلبند و خاطره هایم هر لحظه تو را یادقاصدکی که هرروزخبر تو ازتو برایم می آورد گویی بامن قهر کرده استیا مرامی کنند. کــــــــــــــاش قاصدک ها از تو برایم خبری بیاورند که قلب مندرنبود تو شکسته است ومن هنوز منتظر قاصدکان خوش خبر نشسته ام. پیدا نمی کند. ****************************** باران نگاهت را برمن ببار و بگذار زیراین باران زلال پاک شوم. دست های ناتوان و خسته ام را بگیر،بگذار توانی برای برخاستن داشته باشم.تبسم زیبایت راازمن دریغ مدار،بگذارنسیم محبتت را باتمام وجوداحساس کنم ودرشادی کنارتو بودن غـــــــــرق شوم. ************************************ زمن مپرس کی ام یا کجا دیار من است زشهر عشقم و دیوانگی شعارمن است منم ستاره ی شام و تویی سپیده ی صبح همیشه سوی رهت چشم انتظارمن است چوبرکه از دل صافم فروغ عشق بجوی اگرچه آیت غم چهر پرشیارمن است مرابه صحبت بیگانگان مده نسبت که من عقابم و مردار کی شکارمن است؟ دریغ سوختم از هجر و بازمرد حسود درین خیال که دلدار در کنارمن است درخت تشنه ام و رسته پیش برکه ی آب چه سود غرقه اگرنقش شاخسار من است به شعله ای که فروزدبه رهگذار نسیم نشانی ازدل پرسوز بی قرار من است چوآتشی که گذارد به جای خاکستر زعشق؛این دل افسرده یادگار من است
[ جمعه بیست و نهم مهر 1390 ] [ 0:0 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
پیامک زدم شبی لیلی به مجنون که هر وقت آمدی از خانه بیرون بیاور مدرک تحصیلی ات را گواهی نامه ی پی اچ دی ات را پدر باید ببیند دکترایت زمانه بد شده جانم فدایت دعا کن … دعا کن مدرکت جعلی نباشد زدانشگاه هاوایی نباشد وگرنه وای بر احوالت ای مرد که بابایم بگیرد حالت ای مرد چو مجنون این پیامک خواند وارفت به سوی دشت و صحرا کله پا رفت اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی که می خواهم تورا قد تریلی دلم در دام عشقت بی قرار است ولیکن مدرکم بی اعتبار است شده از فاکسفورد این دکترا فاکس مقصر است در این ماجرا فاکس چه سنگین است بار این جدایی امان از دست این مدرک گرایی
*************************************************
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
******************************** [ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ] [ 11:0 ] [ ♥♥♥محسن عاشق ♥♥♥ ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||